«از لاک جیغ تا خدا» از مسیری که انتخاب کرده‌،خارج نمی‌شود

تهیه کننده برنامه تلویزیونی«از لاک جیغ تا خدا»گفت:مخاطب از ما می‌پرسیدچرا فقط تحول دخترها را تصویر می‌کنیدو از پسرها چیزی نمی‌گویید.سخت بودبخواهیم این برنامه را با سوژه‌هایی از هردو جنسیت جا بیندازیم.

به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد، با «هاشم تفکری بافقی» پیرامون برنامه «از لاک جیغ تا خدا» که در ماه مبارک رمضان از شنبه تا پنجشنبه ساعت ۱۸:۳۰ از شبکه دو سیما پخش می شود؛ به گفت و گو نشستیم.
• ایده برنامه «از لاک جیغ تا خدا» چگونه شکل گرفت؟ چگونه در ذهن شما پرداخته شد و به شکلی در آمد که ما اکنون می بینیم؟
«لاک جیغ» زمانی شکل گرفت که من خودم متحول شدم. تصمیم نهایی ام را هم با مستند «امام؛ روح ا…» گرفتم. زمانی که در این مستند با خصوصیات و ویژگی های امام خمینی (ره) بیشتر آشنا شدم از امام کمک خواستم و در دلم عهد بستم اگر به دانشگاه هنر راه پیدا کنم مسیرم را به گونه ای برنامه ریزی کنم که به تحول مردم بینجامد. این عهد و پیمان هنوز و پس از یازده سال پابرجاست.
در دانشگاه «سوره» که تحصیل می کردم و تحولات روحی دوستان را می دیدم این ایده در ذهنم شکل گرفت که در برنامه ای تلویزیونی اتفاقات منجر به تحولِ بچه ها و اینکه چه رخدادی باعث شد تا مسیر زندگی شان تغییر کند تصویر شود. همین فرم کنونی برنامه «از لاک جیغ تا خدا» به ذهنم آمد و تقریبا سال ۱۳۹۱ بود که یک طرح اولیه از حال و هوای برنامه ساختم و آن را به شبکه قرآن، افق و … بردم که با ساخت آن موافقت نشد.
سه سال از این مساله گذشت و من در جلسه ای که در شبکه دو برقرار بود، برای ارائه طرح یک برنامه دیگر شرکت کردم. آن طرح رد شد، اما به صورت کاملا اتفاقی طرح «از لاک جیغ تا خدا» دیده شد و با مساعدت مدیر شبکه محمدرضا جعفری جلوه این برنامه مراحل ساختش را طی کرد.
• از نظر شما چه اتفاقی می افتد که یک انسان متحول می‌شود؟
ببینید تحول از زمان حضرت آدم (ع) وجود داشته است. مهم این است که این دگرگونی می تواند به سمت رشد باشد و یا تحولی منفی اتفاق بیفتد. این مساله سیر تاریخی دارد. زبیر متحول می شود اما از سویه منفی آن و حر بن یزید ریاحی هم در حادثه عاشورا مسیر مثبتِ تحول را می پیماید.
من معتقدم تحول تا آخر عمر اتفاق می افتد. به قول یکی از افرادی که در برنامه حاضر بود؛ ما همیشه در حال قطع و وصلیم تا بالاخره وصل شویم. اتصال نهایی هم لحظه خروج از این دنیا که به خدا نزدیک تر می شویم اتفاق می افتد. تحول در هر لحظه و از یک پله به پله ای دیگر رخ می دهد. اما نقطه برجسته این دگرگونی عمیق درونی که به یک پرش منتج می شود؛ جاییست که «از لاک جیغ تا خدا» به آن توجه می کند.
• وجه تمایز تحول با تغییر چیست؟
به نظرم می رسد که تحول زیر و رو شدن است. اینکه از درون یک اتفاقی را درک می کنید. تغییر به اندازه تحول شاید عمیق نباشد. واژه ها را باید به جا استفاده کرد. به نظر من تغییر نمی تواند این اتفاق و زلزله درونی را به خوبی بیان کند.
• سوژه‌هایتان را چگونه پیدا می‌کنید؟
الان زحمتی زیادی برای پیدا کردن سوژه ها نمی کشیم و بیشتر تحلیل و بررسی می کنیم. اما اوایل برنامه بسیار سخت بود چون سوژه ها برنامه را نمی شناختند و جلوی دوربین نمی آمدند. پیدا کردن افراد نیز از دانشگاه «سوره» شروع شد که مسئول بسیج آن هم بودم. چند مورد از تحول‌های مثبت دوستان را جلوی دوربین بردم. بعد خودِ این بچه ها افراد دیگری که مثل خودشان بودند را معرفی کردند. دسته ای از «هیات هنر» که حجت الاسلام پناهیان تشکیل داده بود، شناخته شدند. تازه بعد از پیدا کردن این سوژه ها هم هیچ تضمینی برای آمدن شان جلوی دوربین نبود. این رویه تا حدود ۲۰ قسمت اول وجود داشت تا اینکه برنامه دیده شد و برای من به شکل یک معجزه بود. «از لاک جیغ تا خدا» مورد استقبال قرار گرفت و حالا دیگر سوژه ها خودشان می آمدند. امروز هم که برنامه کاملا مردمی شده؛ از بررسی موضوعات برنامه و دسته بندی کردن داستان ها تا به روز کردن کانال در فضای مجازی همه توسط مردم انجام می شود.
• چگونه به ایجاد تغییرات در سری جدید برنامه رسیدید؟
مخاطب از ما می پرسید چرا فقط تحول دخترها را تصویر می کنید و از پسرها چیزی نمی گویید. سخت بود بخواهیم این برنامه را با سوژه هایی از هر دو جنسیت جا بیندازیم اما خدا را شکر این اتفاق افتاد و حالا از تحول هر دو گروه در برنامه صحبت می‌کنیم.
• برنامه سازی در این حوزه باید حائز چه ویژگی هایی باشد تا مورد استقبال مخاطب قرار بگیرد؟
از همان ابتدا اعتقاد داشتم این گونه برنامه ها باید فرم ساده ای داشته باشند تا قابل باور باشند. کارگردانی، تصویربرداری و یا حتی انتخاب مجری نباید به نوعی باشد که دیدن محور و موضوع برنامه را تحت الشعاع قرار دهد. این سادگی همیشه وجود دارد.
• کارگردانی در این برنامه بیشتر اهمیت دارد یا سوژه هایی که انتخاب می‌شوند؟
مخاطب هر قسمت از «لاک جیغ تا خدا» را که می بیند ناخودآگاه به این فکر می کند که چه داستان‌های خوبی گفته می شود. من در دانشگاه نمایشنامه نویسی خوانده ام؛ در آن دوران استادم محمد چرمشیر همیشه به من می گفت که باید در همین زمینه فعالیت کنم. از این موهبت نویسندگی در برنامه خیلی استفاده کردم. ما باید بتوانیم سوژه را آرام کنیم، سوالات خوبی مطرح کنیم، او را به چالش بکشیم و در عین حال به نوعی بحث را پیش ببریم که بتواند همه حرف هایش را بزند. بعد در تدوین باید درام را شکل دهیم. جذابیت درام هم در شخصیت های واقعی که از سیاهی به روشنایی رفته اند، دیده می شود. سوژه اهمیت دارد اما کارگردانی و مدیریت کار تاثیر بسزایی دارد.
• و صحبت آخر…
مساله ای که برای من بسیار قابل توجه است، حمایت شبکه دو از این برنامه است. فضای مثبتی از ساخته شدن این برنامه حمایت می‌کرد و می توانم بگویم در این سال ها در شبکه دو یک تهیه کننده نبودم، یک پسرِ خانواده بودم که برایم پدری کردند. بدون اغراق مدیر شبکه هوای برنامه را داشت؛ چیزی که در سایر شبکه ها ندیدم.

منبع: فارس

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *