سفر از «پایتخت» برای خانه دار شدن محرومان در «پای‌تخت»+عکس

۲۵ دانشجوی خوزستانی و تهرانی با حضور در روستای «پای‌تخت» ایذه برای یکی از خانواده‌های محروم آنجا خانه‌ای بنا کردند.

به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد، به نقل از رهیاب، در مدینه فاضله همه به دنبال ایجاد امنیت و ساخت سرپناه برای یکدیگر هستند و در این حال دل‌های مردم از نغمه و سرود پر می‌شود، همانند مرغان که به هنگام ساختن لانه‌های خود می‌خوانند و چهچهه می‌زنند.

بعضی‌ها کیمیا را بیرون از وجود خویش می‌جویند، غافل از آنکه کیمیای واقعی در جانشان تعبیه شده و کافی است که این معدن پربها را استخراج کنند؛ آنگاه است که می‌توانند جهان هستی را به تسخیر خویش درآورند، ثروت‌ها را به سوی خود جذب کنند و سرنوشتی درخشان برای خویش رقم بزنند.

یکی از مصداق‌های این کیمیاگری «همت ورزی» است، همت ورزی، کلیدی است که قفل‌های بسته را می‌گشاید و انسان را پیروز هر میدان می‌کند. همان گونه که صائب تبریزی گفته است: کیمیای همت، خاک را زر می‌کند، و انسان را در دل نامرادی‌ها به ثروت مادی و معنی می‌رساند. خوزستان این روزها میزبان مردان و زنانی است که می‌خواهند با همت خود چهره خسته شهر را بزدایند و مانند دوران مقاومت در برابر دشمن بعثی، این بار در برابر فقر قامت راست کنند و بگویند ما می‌توانیم.

۲۵ نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز و دانشگاه شاهد تهران نوروز ۹۵ را در کنار مردم با صفای مناطق محروم ایذه گذراندند. این گروه جهادی با حضور در یکی از روستاهای ایذه با کمک کمیته امداد امام خمینی (ره) کار ساخت یک خانه برای یکی از خانواده‌های یتیم روستای پای‌تخت را آ؛ از کردند و با پایان رسیدن تعطیلات نوروز یک خانواده ۳ نفره را بعد از سال‌ها زندگی در یک خانه نا ایمن، خانه دار کردند.

 

روستای پای‌تخت ۴۰ کیلومتر با شهر ایذه فاصله دارد و از توابع بخش مَرغا است. این بخش بیش از ۵۰ روستا درد و جمعیت آن در حدود ۸ هزار نفر است. روستایی با صفا در دل کوه‌های ایذه با انبوهی از زمین‌های کشاورزی مناسب و مستعد برای کشت برنج، گندم و جو.

حسین محمدی، دانشجوی دانشگاه آزاد اهواز و مسئول این گروه جهادی می‌گوید: نخستین تجربه ما در اردوهای جهادی به سال ۹۰ باز می‌گردد. در آن سال تکمیل ساخت خانه یک زن بیوه و یک پسر یتیم در روستای جلوگیر بخش مرغا در دستور کار قرار گرفت. البته قبل از ما دانشجویان دانشگاه آزاد رامهرمز، عملیات ساخت این خانه را به یک مرحله رسانده بودند.

وی می‌افزاید: بعد از اینکه آن روحیه جهادی بین دانشجویان شکل گرفت به مناطق محروم و روستاهای شلمچه و سردشت دزفول رفتیم و کار ساخت و تکمیل چند مدرسه و مهد قرآن را عده دار شدیم.

این دانشجوی جهادگر بیان می‌کند: بعد از آشنا شدن با دانشجویان جهادگر دانشگاه شاهد تهران در شلمچه، نوروز ۹۴ به روستای جلوگیر بخش مَرغا بازگشتیم و کارهای دیوارکشی خانه محرومی که سال ۹۰ آن را ساخته بودیم به سرانجام رساندیم تا در واقع یک خانه کامل را ساخته باشیم.

 

وی درباره نحوه پیدا کردن محرومان اظهار داشت: معتمدین محلی و برخی از ادارات چندین خانواده محروم را به ما معرفی می‌کنند و بعد از آن ما یک گروه کارشناسی به این مناطق اعزام می‌کنیم و بعد از انجام این مرحله و شناسایی فرد محروم، جهادگران برای انجام کارهای عمرانی و فرهنگی به منطقه اعزام می‌شوند.

شیرین‌ترین سختی

 

محمدی از خاطرات جالب خود از حضور در اردوهای جهادی می‌گوید: در سال ۹۰ که خانه محروم را تکمیل کردیم، منجر به ماندن مادر در کنار فرزند شد. پدر این خانواده به دلیل نداری و فشار زندگی خودکشی کرده بود و بعد از این حادثه مادر فرزند، می‌خواست بچه خود را پیش خانواده پدرش بگذارد و خودش نیز به دِه خود پیش خانواده بازگردد اما با تکمیل ساخت خانه آنها، تصمیم گرفت بچه‌اش را بزرگ کند. این شیرین‌ترین خاطره ما در این چند سال اردوی جهادی است که کیان این خانواده را حفظ کردیم.

وی تصریح می‌کند: در کارهای فرهنگی بیشتر به دنبال این موضوع هستیم که جوانان آن منطقه عهده دار محرومیت زدایی از روستا و آبادی خود شوند. مشکل اصلی این است که هر کسی به ضعف خودش نگاه می‌کند و اگر ما بتوانیم آنها را هماهنگ کنیم می‌توانیم شاهد آبادی همه روستا و خانواده‌های ساکن در آن شویم.

این دانشجوی جهادگر می‌گوید: قبل از برگزاری اردوی جهادی امسال به فکر توانمند کردن خانواده‌های محروم افتادیم. همین خانواده‌ای که امسال برای آنها در روستای پای‌تخت خانه ساختیم زمین کشاورزی و دام ندارد و پسرشان مجبور است برای کار کردن به یزد سفر کند.

جهادی شدن

وی عنوان می‌کند: ما اعتقادی به کمک نقدی به خانواده‌ها نداریم چرا که این کمک‌ها خرج می‌شود به همین دلیل امسال پس از پایان ساخت خانه، در تلاش هستیم که برای این خانواده دام تهیه کنیم و دختر خانواده را به کلاس قالی بافی بفرستیم.

محمدی با بیان اینکه در زمان پهلوی بیش از ۹۰۰ نفر در «بشاگرد» زندگی می‌کردند، می‌افزاید: این منطقه در زمان پهلوی خالی از سکنه معرفی شده بود و کسی از آن اطلاعی نداشت، حضور در اردوهای جهادی و در کنار مردم محروم مناطق محروم و دورافتاده سبب شناخت بیشتر فرد از کشور و استان می‌شود و این شناخت منجر به پیشرفت و توسعه در آینده می‌شود.

وی می‌گوید: تقویت کار گروهی، تقویت قدرت مدیریت در فرد جهادی شدن روحیه فرد ۳ مؤلفه اصلی اردوهای جهادی است که منجر به خودسازی فرد می‌شود.

انتهای پیام

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *