قاتل پیرزندستگیر شد

بازگشت قاتل به صحنه جرم

پسر مقتول : چند ساعتی بود از مادرم که تنها زندگی می‌کرد، خبر نداشتم، برای همین نگران شدم و با وی تماس گرفتم اما کسی پاسخگو نبود، سراسیمه به خانه مادرم رفتم و با جسد وی مواجه شدم.

به گزارش پایگاه خبری اقتدار ملارد ، شب ۲۱ ماه رمضان خبر قتل یک پیرزن تنها در منزل در شهرک ولیعصر (عج) به پلیس ۱۱۰ اعلام شد که به سرعت مأموران کلانتری ۱۵۳ شهرک ولیعصر (عج) راهی محل حادثه شدند.

پسر مقتول در اظهارات خود به مأموران پلیس گفت: چند ساعتی بود از مادرم که تنها زندگی می‌کرد، خبر نداشتم، برای همین نگران شدم و با وی تماس گرفتم اما کسی پاسخگو نبود، سراسیمه به خانه مادرم رفتم و با جسد وی مواجه شدم.

 

مرد ۵۲ ساله “همسر، مادرزن و ۲ دخترش” را تیرباران کرد

در حالیکه تحقیقات ادامه داشت، مأموران کلانتری به یکی از بستگان مقتول که به محل حادثه آمده بود، مشکوک شدند؛ پسر مقتول به مأموران کلانتری گفت که این پسر، نوه دایی‌اش است و برای تسکین دادن به اینجا آمده است.

دقایقی بعد مأموران کلانتری به چهره و رفتار این پسر جوان مشکوک شدند، وی مرتب عرق می‌ریخت و به شدت سراسیمه بود.

همین کافی بود تا رئیس کلانتری شهرک ولیعصر موضوع را با بازپرس در جریان بگذارد و در نهایت نیز دستور بازداشت این پسر صادر شد.

وی تحت بازجویی قرار گرفت اما منکر ماجرا شد، درحالیکه دستگاه ضبط دوربینهای مداربسته نیز به سرقت رفته بود.

پسر ۲۸ ساله تحت بازجویی بیشتر قرار گرفت اما همچنان منکر ماجرا بود و بررسی‌های نشان داد وی سابقه سرقت لوازم خودرو دارد تا اینکه دوست متهم به قتل، با حضور در کلانتری، به ماموران گفت: روزی که این پیرزن کشته شد، من با متهم بودم، با هم بیرون رفتیم. متهم به من گفت برویم آب‌میوه و بستنی بخوریم.

وی افزود: دوستم در زمانیکه قصد داشت موبایلش را از جیبش در بیاورد ناگهان انگشتر طلایی از جیبش بیرون افتاد اما هیچ حرفی نزد و انگشتر را دوباره داخل جیبش گذاشت.

وی ادامه داد: حین حساب کردن پول آب‌میوه، این بار یک النگوی طلا از جیبش افتاد تا اینکه به من گفت خبری شنیده که افرادی به بهانه دادن بسته حمایتی وارد خانه پیرزنی تنها شده و او را کشته‌اند، وقتی ماجرای این جنایت را شنیدم تصمیم گرفتم این حرفها را به پلیس بگویم شاید برای کشف راز جنایت سرنخی باشد.

این اظهارات کافی بود تا متهم به این جنایت اعتراف کند.

وی به مأموران گفت: مقتول عمه پدرم بود و تنها زندگی می‌کرد؛ ما به منزلش رفت‌وآمد داشتیم، هر بار که آنجا می‌رفتیم، با دیدن طلاهایش وسوسه می‌شدم، تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم آن طلاها را سرقت کنم.

متهم افزود: آن زن در کار طب‌سنتی بود، من نیز به همین بهانه به خانه‌اش رفتم و با چاقوی میوه‌خوری او را کشتم، طلاهایش را برداشتم و دستگاه دوربین مداربسته را هم با خودم بردم.

سرهنگ کیومرث حسنوند؛ سرکلانتر پنجم پلیس پیشگیری تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: متهم در حال حاضر در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات در این رابطه ادامه دارد.

انتهای پیام / احمدیان

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *